سفارش تبلیغ
کیف موبایل Angry Birds
یک کیف موبایل شیک و جذاب با برند معروف و با کیفیت Golla، دارای جای هندزفری و کارت اعتباری
دستبند بلوتوث ویبره
وقتی گوشی شما زنگ بخورد شماره تماس طرف مقابل روی دستبند نمایش یافته و دستبند می لرزد.
اسپیکر فلش‌خور
اسپیکر شارژی کوچک دارای ورودی usb برای پخش فلش مموری و فایل های microSD
دستبند بلوتوث ویبره
// Quran ألیس اللهُ بکافٍ عبده ...




















ألیس اللهُ بکافٍ عبده ...

عبد[132]


بسم رب المهدی


 


سلام بر مادرم زهرا ..


 


یه غمی تو دلم نشسته این آخر صفری ..


غمی که همیشه از اول محرم میاد ؛ آخر صفر یه یادگاری میذاره و میره


و سبک میکنه


یاد چند سال پیش امام رضا افتادم، تو روز شهادتش ؛ چه عظمتی بود و چه لذتی


نه ! ..


شاید بیشتر یاد پارسال افتادم این روزها


دهه آخر صفر


استیصال پارسال به آرامش امسال تبدیل شده


.


.


یا اباعبدالله


تحمل دوری ندارم


این دل خواهان خیلی چیز هاست ..


 


پ.ن : طاق فلک علی ست به عالم ستون حسین


        با یک قیامت است هم الغالبون حسین


        دراین قیام نقطه پرگار، زینب است ..


نوشته شده در ساعت توسط عبد| نظر|

بسم رب المهدی


 


سلام بر مادرم زهرا


 


این دل به یکباره پر می کشد


به ناکجا آبادی آشنا ،


نزدیک ،


درون ..


به یکباره طلب میکند


تمامی آنچه که گاهی فراموش می کند؛


به شلوغی اطرافش


به شادی گذرایش


به عمر گذرانش


الهی ! ارحم ضعف بدنی ..


 


 


پ.ن: عیدی ( ؟!) امسال ما زیارت نائب فرزندش شد ،


البته ... به همین فکرها دلخوشیم وگرنه ...


پ.ن: گاهی چیزی را که نباید، در ذهن می ماند و آنچه را که نباید، به چشم می آید ...


 


 


نوشته شده در ساعت توسط عبد| نظر|

سلام بر مولایم مهدی


 


از صبح یک بند نشستم سر پروژه ها


ماشالا تمومی نداره ..


الانم مجبورم پاشم وگرنه که حالا حالاها مونده از کارم


 


دیشب شب یلدای شیرینی بود ..


 


خیلی ناراحتم که نمی رسم خاطراتمو بنویسم


قبلن ها هم ذوقم بیشتر بود هم وقتم


الان که خاطرات 5-6 سال پیشمو می خونم کلی تجدید خاطره میشه برام


کاش بشه الانم فرصت پیدا کنم ..


 


خدایا


توفیقم بده تا هر آنچه را که می دانم به عرصه ی عمل برسانم ..


الان دیگر وقت عمل رسیده ..


 


یا زهرا


نوشته شده در ساعت توسط عبد| نظر|

بسم رب الزهرا


 


سلام بر مولایم مهدی ..


 


چند وقته میخوام بیام بنویسم ولی نمیشه


گذر زمان شده مثل ماهی که از دستم لیز می خوره


نه ماهی که آبی که از دستم میریزه !


 


همون فکری که میکردم عملی شد ، دهه اول خیلی سبکم کرد ..


 


افتادم دنبال انتخاب مسیر برای آیندم


بین دو علاقه م و وظیفه م موندم


البته هرچی میگذره ذهنم بازتر میشه ولی خودت میدونی که من تصمیم گیرنده نیستم


واقعا بهترین رو از خودت میخوام ..


 


خیلی از زندگی متاهلی رو مسئولیت میبینم


هنوز واردش نشده سنگینیش رو روی دوشم حس میکنم


واقعا در هر مرحله ای عبد یک جور به مولاش احتیاج داره اونم از نوع فقر ..


 


اللهم عجل لولیک الفرج واجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه


نوشته شده در ساعت توسط عبد| نظر|

یا غیاث المستغیثین ..


 


خیلی بی حوصله شدم


از خیلی چیزای اطرافم خسته م


واقعا نمی دونم چرا یکدفعه اینطوری شدم ..


از دوستای اطرافم بریدم


همه چی سطحی شده


ظاهری شده


ادایی شده ..


خیلی وقته بوی دوستیای قدیمی به مشامم نمیرسه


یا من عوض شدم یا اطرافیانم


من که شدم ...


میخوام بکنم از همه کس و هم چیز


رهای رها بشم


 


کاش میدونستم درمان این درد چیه چون خیلی کلافم کرده ...


شاید محـــــــرم . . .


نوشته شده در ساعت توسط عبد| نظر|


Design By : Night Skin

// nava